: مرتبه
" مقنن در ماده 539مقرر می دارد: هرگاه طبيب تصديق نامه
برخلاف واقع درباره شخصي براي معافيت از خدمت در ادارات
رسمي يا نظام وظيفه يا براي تقديم به مراجع قضائي بدهد به
حبس از شش ماه تا دو سال يا به سه تادوازده ميليون ريال جزاي
نقدي محكوم خواهد شد .
و هرگاه تصديق نامه مزبور به واسطه اخذ مال يا وجهي انجام
گرفته علاوه بر استردادو ضبط آن به عنوان جريمه ، به مجازات
مقرر براي رشوه گيرنده محكوم مي گردد .
پس:
اگه طبیب وجهی اخذ نکرده باشه مجازاتش :حبس از شش ماه
تا دو سال يا سه تادوازده ميليون ريال جزاي نقديه
اما اگه وجهی اخذ کرده باشه: به مجازات مقرر براي
رشوه گيرنده محكوم مي شه .
مجازات مرتشی هم ذیل ماده 3قانون تشدید مجازات مرتکبین
ارتشا.اختلاس وکلاهبرداری اومده از جمله اینکه اگه میزان وجه
کمتر از بیست هزار ریال باشه وکارمند مزبور هم کمتر از رده
مدیر کلی باشه مجازاتش فقط انفصاله.
سوال:اگر پزشک تصدیق نامه مذکور در ماده 539را در قبال اخذ
10هزار ریال داده باشد.در صورت کارمند نبودن چنین پزشکی
مجازات وی چگونه خواهد بود؟"
جواب از:: بخشی زاده
خدمت استاد گرانقدر جناب آقای صیادی سلام عرض میکنم
به نظرم به طور کلی ماده 539 ق م ا از ذیل ماده 3 قانون مرتکبین ارتشا مستقل باشه چرا که ماده 539 در حال بیان مجازات پزشکی است که کارمند نیست پس با کارمند نبودن پزشک در سوال مطروحه دیگر جایی به طرح ذیل ماده 3 نمی ماند و مورد ماده اخیر منتفی می گردد
حال نظر سایر دوستان مورد توجه می باشد
(البته اگر بر خلاف این نظرم به پاسخ دیگری دست یافتم حتما عرض خواهم کرد)
جواب از:: : علی
با سلام
در صورتی که پزشک غیر کارمند مبلغی تا بیست هزار ریال برای انجام اعمال ماده 539 ق.م.ا. دریافت کند(مثلا 1000 تومان) مجازاتی علیه وی متصور نخواهد بود و فقط آن مال به عنوان جریمه ضبط خواهد شد زیرا:
اولا مجازات انفصال که خروج موضوعی دارد زیرا انفصال را در باب کارمند دولت به کار می برند که در فرض ما پزشک کارمند دولت نیست
ثانیا به غیر از انفصال مجازاتی پیش بینی نشده است که علیه وی منظور گردد
در واقع این جا با یک خلا قانونی مواجه هستیم
با توجه به صراحت و اطلاق قسمت اخیر ماده 539 استدلال جناب آقای بخشی زاده مردود است.
والسلام
جواب از:: http://hoghough82.blogfa.com/
با سلام
سوال هوشمندانه ای مطرح کرده اید البته این امر بیشتر در عالم اعتبار قابل تصور است تا عالم واقعیت چه اینکه هیچ پزشکی در قبال اخذ چنین مبلغی دست به چنین کاری نمی زند
علی ایحال همان طور که دوست عزیزمون جناب علی ذکر نمودند در چنین فرضی ما با خلا قانونی روبرو هستیم و این از اشکالاتی است که قانون ما با آن روبرو است در هر صورت به نظر بنده قاضی هر گاه با چنین موردی روبرو شود ضمن صدور حکم به ضبط مالی که به عنوان رشوه داده شده است بایداز ماده19 قانون مجازات اسلامی نیز استعانت بجوید و برای مدت مثلا شش ماه پزشک را از حقوق اجتماعی محروم کند من باب مثال حق اشتغال به پزشکی را از وی بستاند؛
چه اینکه فلسفه وضع ماده 19 ق.م.ا برای مواردی است که به نظر قاضی مجازات اصلی کفایت نمی کند و در این مورد چون در ارتباط با پزشک انفصال محلی از اعراب ندارد به نظر بنده قاضی می تواند از مجازات تکمیلی که دراعمال آن مختار است استفاده نماید.
جواب از:: برگ سبز
سلام.
باتوجه به ماده 3 قانون تشدید مصوب 1364 که انفصال را درقبال اخذمبلغ تامیزان کمتراز بیست هزارریال برای شخص"کارمند"درنظرگرفته وبخاطاینکه درمسئله مطروحه رشوه گیرنده کامند نمیباشد پس موضوع از دیدگاه قانون تشدید خروج موضوعی داشته وماده 539 ق. م. ا. حاکم خواهدبود که مطابق این ماده محکوم علیه به یکی از مجازاتهای حبس از 6تا دوسال ویاجزای نقدی از3 تا12 میلیون بااسترداد مبلغ دریافتی به مالک ازطریق قانون طبق صلاحدید قاضی وبادرنظر گرقتن اوضاع واحوال متهم مبادرت به صدور رای خواهند نمود.بنابراین چنانچه مرتشی کارمند نباشد مبلغ هرچقدرباشد تاثیری در مجازات نخواهدداشت.
جواب از::بخشی زاده
با سلام خدمت علی آقای عزیز
یه سوال از خود علی آقا دارم
میشه بهم بگین ماده 539 شامل چه مواردی میشه؟
در سوال مزبور پزشک کارمند محسوب نمیشود پس کلا از شمول ماده 3 قانون ارتشا خارج است
ماده 539 اصلا ربطی به رشوه و رشا و ارتشا نداره و صرفا در اینجا برای پزشک مجازات فرد مرتشی را قائل شده نه اینکه پزشک را مرتشی محسوب داشته است
ضمنا ماده 3 در بیان این مورد است که پزشک کارمند صرفا گواهی ای بدهد که بر علیه اداره ای صادر کند که خود زیر مجموعه آن اداره باشد و ماده 539 کلی است و به عبارتی جرم مذکور در ماده 539 کلیت دارد
لطفا در متن ماده 3 به عبارت (...... برایانجام دادن یا انجام ندادن امری که مربوط به سازمانهای مزبور میباشد .........) توجه کنید بعد بفرمایید پاسخ آقای بخشی زاده منتفی است
سلام.
قابل توجه آقای علی،لطفا در دفاع از نظرتون جواب دوستمونو بدید...
ضمنا آقای علی مگه توو ماده 539 میزان وجهی مقرر داشته شما می فرمایید اگه کمتر از فلان مبلغ بگیره مجازات نمیشه؟
پس اگه اینجوری که شما میگین با خلا قانونی مواجهیم پس یه باره بفرمایید بگیم ماده 5398 را حذف کنن از قانون و پزشکان محترم از هر نفر مبلغ 19000(که کمتر از 20000 هزاره و به قول شما مجازات نداره) بگیرن و کلان کلان پول بگیرن
واقعا بعضا آدم جاوب هایی میبینه که تعجب میکنه از حقوقی های کشور
آقای بخشی زاده،ایشون استدلال خودشونو گفتن.تعجب نداره هرکسی برداشتی داره.حقوق همینه دیگه.
به نظر من اصلا وقتی پزشک کارمند دولت هم باشد و میزان رشوه دریافتی بیش از 20 هزار باشد در صورتی مشمول این ماده است که تصدیق نامه ای را علیه سازمانی صادر کند که زیر نظر آن کار میکند و در صورتی که برای سایر سازمان ها باشد باز هم مشمول ماده 539 قرار میگیرد نه ماده 3 تشدید
ای کاش خود آآقای صیادی هم نظر خودشونو مرقوم می فرمودند
جواب از::ساده ساز
با سلام
مقدمه:
در برخی موارد مقنن عنوانی را جرم انگاری نموده است، لیکن مجازات آن را به جرمی دیگر ارجاع داده است. مانند موارد درحکم کلاهبرداری و .... مسلما در این گونه موارد، شرایط تحقق عنوان جرم انگاری شده، هیچ ربطی به مجازات جرم ارجاعی ندارد.
مثلاً وقتی مقنن در مورد جرمی غیر از محاربه اشعار می دارد: "به مجازات محاربه محکوم خواهد شد" آیا شرایط تحقق محاربه برای محکومیت ان عنوان خاص مجرمانه لازم است؟ بدیهی است که پاسخ منفی است.
به عبارت دیگر در این گونه موارد تنها مجازات جرم ارجاعی (مثلا محاربه) به جرم ارتکابی (مثلا در حکم محاربه) تسری می یابد. بدون انکه عناصر تشکیل دهنده جرم ارتکابی (مثلا در حکم محاربه) لزوما همان عناصر تشکیل دهنده جرم ارجاعی(مثلا محاربه) باشد.
در فرض سوال نیز مقنن به مجازات مرتشی ارجاع داده است بدون آنکه شرایط خاص آن ماده لزوما نیاز باشد.
بدیهی است ماده 539 تنها شامل پزشکانی است که صلاحیت پرداختن به امر طبابت و نیز صلاحیت صادر کردن چنین تصدیق نامه هایی را دارند.
لذا محکوم کردن پزشکی که کارمند سازمان های مذکور در ماده 3 ق.ت.م.ا.ا.ک. نیست، در صورتی میزان رشوه بیش از 20 هزار ریال باشد، براساس ماده 3
ق.ت.م.ا.ا.ک. هیچ اشکالی ندارد.
از سوی دیگر احکام خاصی نیز در قانون جرائم نیروهای مسلح در این مورد وجود دارد.
اما در فرض سوال: به نظر می رسد مشمول مجازات مندرج در ماده 539 ق.م.ا. باشد.
این تنها نظر شخصی حقیر است و ممکن است اشتباه باشد.
جواب ازhttp://komakazmoon.blogfa.com/
با توجه به ماده 539 قانون مجازات اسلامی اگر پزشک وجهی دریافت نکند که تکلیف مشخص است(حبس یا جزای نقدی)اما اگر وجهی دریافت کند/مقنن مرتکب را به جای مجازات مزبور، فقط به مجازات مقرر برای رشوه گیرنده محکوم میکند.وقتی مقنن اظهار می دارد که به مجازات مقرر برای رشوه گیرنده ،تنهاماده ای که منطبق با این مورد است ماده 3 قانون تشدید است،حال اگر پزشک مبلغی بیش از دوبیست هزار ریال اخذ نماید مشکلی پیش نخواهد آمد.اما اگر کمتر از این میزان باشد در صورت کارمند محسوب نشدن پزشک،نمیتوان وی را بر مبنای ماده 3 قانون تشدید، مجازات نمود زیرا در چنین فرضی مقنن صرفا مجازات انفصال را پیش بینی نموده است که در مورد چنین شخصی موضوعیت پیدا نمی کند واز آنجایی که ذیل ماده 539 قانون مجازات اسلامی نیز مقرر شده که مجازات چنین شخصی در صورت اخذ وجه،مجازات مقرر برای رشوه گیرنده خواهد بود در نتیجه به نظر میرسد که جز ضبط وجه مزبور نتوان به طریق دیگری مرتکب را مجازات نمود مگر اینکه قاضی بخواهد از مجازات تکمیلی اختیاری استفاده نماید که آنهم خالی از اشکال وایراد نخواهد بود.
والبته باید در نظر داشت،پزشکانی که صلاحیت صدور چنین تصدیقنامه هایی را دارند الزاما کارمند دولت نیستند،ونکته دیگر آنکه پزشک وجه مزبور را نه به خاطر ارزش مالی آن بلکه به دلیل رهایی از مجازات اخذ مینماید(که البته فعلا مطلع نیستند ولی با سرصدای ما قطعا تا حالا اونا هم مطلع شدن)
ونکته حائز اهمیت دیگر آنکه وظیفه حقوقدان توجیه اشتباهات مقنن نیست.
(اینم نظر شخصی بنده/البته تک تک نظرات دوستان رو مطالعه کردم و بسیار مفید واقع شد/دوس نداشتم اظهار نظر کنم ومیخواستم از نظر شما سروران گرامی بهره ببرم.)
با تشکر ازتمامی عزیزان.
جواب از:: برگ سبز
سلام.
سوالی اولی که مطرح کردید پاسخش بسیار مفصل است.
به طور خلاصه عرض میکنم.
برخی حقوقدانان در خصوص جرم مزاحمت تلفنی معتقدند که با برقراري تماس و وصل شدن، به محل مخاطب ركن مادي جرم كامل ميگردد و بزه مزاحمت تلفني محقق ميگردد چرا كه قبل از برقراري ارتباط و وصل شدن، محل مخاطب امر عدمي است و جرمي واقع نشده است بنابراين ميبايست ملاك مرجع صالح رسيدگي را محل مخاطب بدانيم كه ركن مادي نيز مزاحمت تلفني كامل ميگردد.
البته ماده 51 آيين دادرسي كيفري جديد مصوب 1378 سه مرجع و حوزه قضائي مختلف را از حيث محلي، واجد صلاحيت جهت شروع به تحقيق و رسيدگي اعلام مينمايد. اين سه حوزه قضائي به ترتيب عبارتند از: محل وقوع جرم، محل كشف جرم و يا محل دستگيري متهم و محل اقامت متهم يا مظنون به ارتكاب جرم.
بنابراين لزوما محل وقوع جرم، تعيين كننده صلاحيت مرجع رسيدگي نيست و هر يك از مراجع جزايي محلي سهگانه فوق ميتوانند حسب مورد و به اقتضاي وجود جهات قانوني، شروع به تحقيق و رسيدگي نمايند.
ادامه در نظر بعد...سوی دیگر عدهای معتقدند ایجاد مزاحمت تلفنی جرمی آنی است و به محض گفتار تلفنی و یا به مزاحمت با برداشتن گوشی تلفن و گرفتن شماره طرف مقابل و برقراری ارتباط تلفنی، حتی بدون گفتار تلفنی، جرم محقق میشود و محل شروع به عملیات اجرایی را ملاک تعیین صلاحیت رسیدگی میدانند و معتقدند به محض گفتار تلفنی یا تماس تلفنی که مزاحمت محسوب میشود جرم در همان لحظه و بلافاصله تحقق پیدا میکند. بنابراین محل وقوع جرم محل شروع به عملیات اجرایی و محل استقرار تماس گیرنده است.
به علاوه، گفتن كلمات زشت (فحاشي) جرم است نه شنيدن و استماع آن لذا دادگاه صالح به رسيدگي دادگاه محل تماس گيرنده است. نمونه آرايي از دو شعبه ديوان كشور موجود است كه در مقام حل اختلاف، دادگاه محل تماس گيرنده را صالح به رسيدگي ميدانند.
در نهایت: اکثریت معتقدند جایی که تماس گرفته میشود جرمی واقع نشده زیرا تماس گیرنده به قصد آزار و اذیت مخاطب اقدام کرده است و آن موقعی است که مخاطب گوشی بردارد و کلماتی رد و بدل شود یا اینکه در پیغامگیر ضبط شود و این ارتباط باعث تاثر مخاطب گردد که تمایلی به برقراری چنین تماسی نداشته است در این صورت عنصر مادی جرم در محل مخاطب تحقق مییابد و مزاحمت به منصه ظهور میرسد در نتیجه حوزه قضائی صالح به رسیدگی نسبت به بزه موضوع سئوال حوزه قضائی محل مخاطب خواهد بود که جرم در آنجا به وقوع پیوسته است و اقلیت معتقدند دادگاه محل تماس گیرنده صالح به رسیدگی است..
سوال دومتون:
ارتباط ارتداد و اهانت به مقدسات به صورت خیلی خلاصه:
ارتداد که به معنای برگشت از دین است در آیاتی از قرآن کریم مذموم و مرتدان را به عذاب الهی وعده داده است و علما بر گناه بودن آن اتفاق دارند. ولی در حد بودن یا تغزیر بودن کیفر ارتداد اختلاف کردهاند.
گروهی آن را از جرایم حدی دانستهاند و به استناد احادیث وارده مجازات آن را بعد از استتابه قتل میدانند و گروهی دیگر با توجه به آیات مربوط به عدم اکراه در دین و آزادی در انتخاب عقیده، ارتداد را جرمی تعزیری از باب جرایم سیاسی و خروج علیه حکومت دانسته و مجازات آن را به صلاحدید حاکم واگذار کردهاند و مجازات قتل در روایات را از باب قصاص یا محاربه توجیه میکنند و معتقدند که حاکم میتواند از باب تعزیر حکم به قتل مرتد بدهد.اما اکثرا اعتقاد به حدی بودن مجازات ارتداد(قتل) دارند.
اما اهانت به مقدسات،توهین به مقدسات اسلام یا انبیای عظلام یا ائمه طاهرین یا حضرت فاطمه میباشد.اگر فرد ساب النبی کرده باشد اعدام میشود در غیر این صورت مجازات حبس از یک تا 5 سال را در پی خواهد داشت...
البته بنده در این مورد بحث بسیار دارم اما ترجیح میدهم سکوت کنم.
البته نظر بنده نیز بیشتر به نظر اکثریت نزدیک است..
جواب از::بخشی زاده
پاسخ سوال رگ سبز رو میخوام از دیدگاه خودم بگم
بخاطر اینکه فلسفه صلاحیت دادگاه ها با توجه به مفهوم برخی مواد دادرسی کیفری سهولت دسترسی به متهمه و بنابراین به نظر شخصی من(که البته صاحب نظر نیستم و احتمالا اشتباه باشه) محل وقوع جرم محلی است که فرد از آنجا مزاحم تماس برقرار کرده
سلام.
بنده هم این مورد رو عرض کردم اما این نظر اقلیت حقوقدانان هست و اکثریت محل وقوع جرم رو محل مخاطب تماس میدونن.اما نظر اقلیت هم مورد احترام است و در مواردی حتی بر مبنای آن رای صادر شده است.
واحد جان بی زحمت خودت وبلاگ داری این سوالاتت رو مثل خانم اوجانی توو وبلاگ خودت مطرح کن و به ما اطلاع بده بیاییم نظر بذاریم و نظر دوستان رو هم ببینیم
اینم پیشنهادیه...هرجور که آقای واحد مایل باشن..
در این زمینه مطالعه نکرده بودم و صرفا نظر شخصی خود را عرض کردم حالا به قول شما نظر اقلیت هم محترم بوده و مبنای صدور آرائی در هر زمینه ای گردیده
درسته.
ممنونم از اظهار نظر شما.
بنده هم در بسیاری موارد نظراتم با نظر اکثریت فرق میکنه و اصلا هیچ جوره نمیتونم استدلال اونها رو بپذیرم.البته خوشبختانه حقوق هم علمیست که تقریبا در بسیاری موارد نظری حتی اگر در اقلیت هم باشد قابل رد به طور مطلق نیست..
در پاسخ به آقای صیادی بایستی عرض کنم که اینکه ماده 539 مجازات پزشکی را که مال اخذ کرده به ماده 588 ارجاع داده باشد نه ماده3 قانون تشدید (البته این نظر شخصی بنده است)
جواب از::امير علي جليلي
http://aajlow.persianblog.ir/
بنظر من اغلب دوستان استدلال خوبي كردن بنظرم جواب سوال هم از ميان نظرات ميشه استنباط كرد براي همين نظر من يك نظر تكميلي است راجع فرض موجود در سوال پزشك متخلف با توجه به تفسير مضيق قوانين جزايي و اصل قانوني بودن جرايم ومجازاتها فقط به استرداد و ظبط وجه ماخوذه به عنوان جريمه محكوم خواهد شد چون هيچ مستند قانوني براي مجازات بيش از اين وجود نخواهد داشت
اما دو نكته :
1- بايد توجه داشت متخلف پزشك است بنابراين مجازات انتظامي تبصره 1 ماده 28 قانون سازمان نظام پزشكي نيز بر او تحميل خواهد گرديد
2- تصديق نامه خلاف واقع پزشك اگر كتبي باشد و پزشك در مقام كارشناس مراجع قضايي كه در صدر ماده آمده اظهار نظر كرده باشد مشمول ماده 37 قانون كانون كارشناسان رسمي دادگستري نيز مي گردد و طبق اين ماده به مجازات جاعل اسناد رسمي نيز محكوم مي گردد كه از باب تعد مادي با مجازات مذكور در ماده 539 جمع مي گردد .
3- اگر دادن تصديق نامه خلاف واقع از سوي پزشك با هيچ يك از فروض ماده 539 مطابق نباشد پزشك مشمول ماده 540 خواهد گرديد .
با جواب از::ساده ساز
سلام
نظر همکار گرامی جناب استاد صیادی را خواندم با نهایت احترام به نظر ایشان باید بگویم ذکر چند نکته ضروری است:
1. در مراحل تفسیر قوانین کیفری، احراز نظر مقنن در اولین مرحله قراردارد و چنانچه بتوان نظر مقنن را با توجه روح قانون به دست آورد، دیگر نوبت به تفسیر منطقی و سپس تفسیر مضیق یا به نفع متهم نمی رسد.
2. فرض بر این است که مقنن شخصی حکیم است.
3. آیا از یک مقنن حکیم انتظار می رود، که در ماده 539 ق.م.ا. طبیبی را که بدون دریافت پول (رشوه) اقدام به صدور تصدیق نامه خلاف واقع نموده است کمتر از طبیبی که با دریافت پول چنین کاری نموده و از این طریق کسب درآمد می کند، مجازات نماید؟!؟
در نهایت باید گفت: "در فرض سؤال، پزشک براساس ماده 539 مجازات خواهد شد"